ترجمه "dormitory" به فارسی

خوابگاه, خوابگاهی, (انگلیس) حومه ای که مردم آن در شهر کار می کنند(نام کامل آن : dormitory suburb) بهترین ترجمه های "dormitory" به فارسی هستند.

dormitory noun دستور زبان

A room containing a number of beds (and often some other furniture and/or utilities) for sleeping, often applied to student and backpacker accommodation of this kind. Common abbreviation: dorm [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوابگاه

    noun

    building or part thereof [..]

    This dormitory, owing to its age and ivy covered walls, is full of centipedes.

    ساختمان خوابگاه به خاطر قدیمی بودن دیوارهایش که پوشیده از پیچک است پر از هزارپاست.

  • خوابگاهی

    Unfortunately, in my country, there wasn't a dormitory for girls,

    متاسفانه، در کشور من، برای دختران خوابگاهی وجود نداشت،

  • (انگلیس) حومه ای که مردم آن در شهر کار می کنند(نام کامل آن : dormitory suburb)

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه در مدرسه و دانشگاه) خوابگاه
    • اتاق خوابگاه
    • ساختمان خوابگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dormitory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dormitory"

عباراتی شبیه به "dormitory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dormitory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه