ترجمه "dory" به فارسی

ماهي دوري, (قایق ماهی گیری ته پهن) دوری, رجوع شود به John Dory بهترین ترجمه های "dory" به فارسی هستند.

dory adjective noun دستور زبان

(nautical) A small flat bottomed boat used for fishing both offshore and on rivers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهي دوري

    fishery related term

  • (قایق ماهی گیری ته پهن) دوری

  • رجوع شود به John Dory

  • ترجمه های کمتر

    • قایق پارویی
    • ماهی طلاکوب
    • ماهی پشتطلایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dory"

عباراتی شبیه به "dory" با ترجمه به فارسی

  • دوریس لسینگ
  • (امریکا - خودمانی) عالی · ایمن (hunky هم می نوشتند) · خوب · مصون · مطمئن
  • (جانورشناسی) ماهی پشت طلایی (نام کلی چندین گونه ماهی خوراکی اروپایی از راسته ی Zeiformes به ویژه Zeus faber و Zenopsis conchifera)
  • (یونان باستان) ناحیه ی دوریس در مرکز یونان امروزی که کوهستانی است و اصل تیره ی دوریان را از آنجامی دانند · اسم خاص مونث
  • ماهي دوري · ماهی پشتطلایی
  • دوریس لسینگ (نویسنده ی انگلیسی)
اضافه کردن

ترجمه های "dory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه