ترجمه "dosage" به فارسی
دوزاژ, بيشدوز, چندهگذاری بهترین ترجمه های "dosage" به فارسی هستند.
dosage
noun
دستور زبان
The administration of a medication etc, in a measured amount; dosing [..]
-
دوزاژ
-
بيشدوز
-
چندهگذاری
-
ترجمه های کمتر
- پیمایش
- (به ویژه در مورد دارو) مقدار خوراک
- تعیین مقدار مصرف
- تعیین میزان دارو
- دوز كشنده
- دوز موثر میانه
- مقداراستعمال دارو
- میزان (تجویز شده)
- پیمانه بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dosage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dosage" با ترجمه به فارسی
-
اثرات دوزاژ
-
اشکال دارویی
-
ابرژنها · دوز ژن · دوزاژ ژن · عناصر ترانهادني · پليژنها · ژنها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن