ترجمه "doting" به فارسی
(نابخردانه یا زیاده از حد) دوستدار, شیدا, واله بهترین ترجمه های "doting" به فارسی هستند.
doting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of dote. [..]
-
(نابخردانه یا زیاده از حد) دوستدار
-
شیدا
adjective noun proper -
واله
Heathcliff, I'm proud to show you, at last, somebody that dotes on you more than myself.
هیتکلیف من مفتخرم که میتوانم کسی را به تو نشان دهم که بیشتر از خودم واله و شیفته توست!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "doting" با ترجمه به فارسی
-
(با: on و upon - نابخردانه یا بیش از حد) دوست داشتن · (در اثر پیری) خرف بودن · دچار ناتوانی فکری و جسمی شدن · شیدا بودن · فرتوت بودن · مرده ی کسی بودن · واله بودن
-
(با: on و upon - نابخردانه یا بیش از حد) دوست داشتن · (در اثر پیری) خرف بودن · دچار ناتوانی فکری و جسمی شدن · شیدا بودن · فرتوت بودن · مرده ی کسی بودن · واله بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن