ترجمه "double" به فارسی
دوبل, دوگانه, دولا بهترین ترجمه های "double" به فارسی هستند.
(intransitive) To turn sharply; following a winding course. [..]
-
دوبل
twice the quantity [..]
How say you and the handsome young man stuff me double?
چطوره شما و اين مرد جوان خوش قيافه با من دوبل حساب کنيد ؟
-
دوگانه
made up of two matching or complementary elements
It was a kind of joke, because it's got a double derivation from the Greek.
یکجور شوخی بود، چون مشتق گیری دوگانه از کلمهای یونانی است.
-
دولا
adjectiveThen she doubled the seam and sewed again.
بعد درز را دولا کردو یک بار دیگر دوخت.
-
ترجمه های کمتر
- همزاد
- مضاعف
- تا
- دوتا
- دوبار
- جفت
- دوتایی
- دوقلو
- جانشین
- مبهم
- دوترکه
- جاخالی
- ریاکارانه
- دومرتبه
- همتا
- گنگ
- گریز
- همانند
- (آدم یا چیزی که شبیه دیگری باشد) جفت
- (بیس بال) ضربه ای که به خاطر آن چوگان دار به بیس دوم می رود
- (تنیس و پینگ پنگ و غیره - جمع) دو نفره (در هر طرف دو نفر و جمعا چهار نفر) 2
- (دارای دو معنی در آن واحد) دو پهلو
- (موسیقی) دارای تن یک اوکتاو زیرتر کردن یا شدن
- (هنرپیشه ای که به جای هنرپیشه ی دیگر نقش ایفا می کند)بدل
- (پوکر و غیره) دوبل
- (کشتیرانی) دورزدن 6
- (گیاه شناسی - دارای بیش از یک ردیف گل برگ) پرپر
- به کار دیگری هم خوردن (علاوه بر کار اصلی)
- تا شده
- تغییر مسیر کامل
- تن یک اوکتاو زیرتر
- تکرار کردن
- جانشین کردن یا شدن
- در دو ضرب کردن یا شدن 5
- دو آتشه
- دو ارزشی (دارای ارزش یا اندازه یا مقدار یا قدرت دو چندان)
- دو برابر
- دو جور
- دو لایه
- دو نفره
- دو نفری
- دو پشته
- دو چندان
- دوبرابر کردن یا شدن
- دوبل کردن 4
- دولا یا دوتا کردن یا شدن
- دوچندان کردن یا شدن
- مسیر خود را (081 درجه) عوض کردن 1
- مضاعف کردن یا شدن
- نسخه ی بدل تهیه کردن
- نسخه ی ثانی
- نقش بدل بازی کردن 0
- هم زاد
- ویراژ رفتن
- چنین ضربه ای را زدن 3
- گول زننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " double " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Double (Double/Midnight Parade/Milky Way~Kimi no Uta~)
"Double" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Double در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "double"
عباراتی شبیه به "double" با ترجمه به فارسی
-
جمعالجمع
-
(حقوق - محاکمه ی مجدد پس از صدور حکم) بازدادرسی
-
دوبینی · رجوع شود به diplopia