ترجمه "dove" به فارسی
کبوتر, فاخته, قمری بهترین ترجمه های "dove" به فارسی هستند.
A pigeon, especially one smaller in size; a bird (often arbitrarily called either a pigeon or a dove or both) of more than 300 species of the family Columbidae. [..]
-
کبوتر
nounbird of the pigeon and dove family Columbidae [..]
It will be remembered that she was more of a lark than a dove.
به خاطر داریم که او بیش از آانکه کبوتر باشد. کاکلی بود.
-
فاخته
nounbird of the pigeon and dove family Columbidae [..]
I like your bracelet, especially the dove.
. از دست بندت خوشم مياد ، مخصوصاً فاخته
-
قمری
adjectiveLook, I'm really sorry, but that dove's getting awfully close to the ceiling fan.
ببین ، من واقعا متاسفم. ولی اون قمری داره زیادی به پنکه نزدیک می شه.
-
ترجمه های کمتر
- كبوتر
- عزیزم
- کالوج
- کفتر
- جوجه
- (آدم) آرام و دوست داشتنی
- (عامیانه) حیوونکی
- (مجازی) هواخواه صلح و تشنج زدایی
- (کبوتر کوچک) فاخته
- آشتی گرای (در مقابل : جنگ گرای : hawk)
- زمان گذشته ی فعل : dive
- کبوتر (به ویژه به عنوان نشان صلح)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dove " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
constellation in the Southern Hemisphere near Caelum and Puppis [..]
"Dove" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dove در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "dove"
عباراتی شبیه به "dove" با ترجمه به فارسی
-
کبوتر
-
کبوتر میوهخوار زیبا
-
کبوتر چاهی
-
کبوتر خاکی چشمآبی
-
قمری خانگی
-
کبوتر باران
-
(جانورشناسی) کبوتر اروپایی (Columba oenas) · فاخته (کبوتر کوهپایه)
-
(جانورشناسی) کبوتر سوگ (Zenaida macroura - بومی امریکای شمالی)