ترجمه "downfall" به فارسی

زوال, سقوط, سرنگونی بهترین ترجمه های "downfall" به فارسی هستند.

downfall verb noun دستور زبان

A precipitous decline in fortune; a rapid deterioration, as in status or wealth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زوال

    noun

    The downfall of these nations will lead to their “nakedness”—their ultimate humiliation!

    زوال این کشورها به «رسوایی» و شرمساری نهایی آنها منجر خواهد شد!

  • سقوط

    noun

    But it hastens the downfall of the rest, or cuts short their flight.

    اما سقوط دیگران را تسریع میکند، یا جهش شوق را در آنان میشکند.

  • سرنگونی

    Then, when the downfall of the Ribierist cause became confirmed beyond the shadow of a doubt

    بعد هنگامی که سرنگونی ریویئراییستها فارغ از هر شک و تردیدی تأیید شد

  • ترجمه های کمتر

    • نابودی
    • رگبار
    • بارش
    • (به ویژه برف) ریزش
    • (سقوط ناگهانی) زوال
    • برف سنگین
    • علت سرنگونی
    • مایه ی شکست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " downfall " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Downfall
+ اضافه کردن

"Downfall" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Downfall در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "downfall" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه