ترجمه "drab" به فارسی
جنده, شورتی, روسپی بهترین ترجمه های "drab" به فارسی هستند.
drab
adjective
verb
noun
دستور زبان
A fabric, usually of thick wool or cotton, having a drab blee or colour. [..]
-
جنده
noun -
شورتی
-
روسپی
noun
-
ترجمه های کمتر
- سلیطه
- محزون
- (آدم) نچسب
- (زن) شلخته
- (مهجور)
- بی حالت
- بی رنگ و آب
- تسلی ناپذیر
- جنده بازی کردن
- خسته کننده
- دل گیر
- دلتنگ کننده
- رنگ بی روح
- رنگ رو رفته
- رنگ قهوه ای مایل به زرد
- سبز زیتونی
- عاری از هوش
- مرده
- ملالت آور
- ملالت انگیز
- پارچه ی قهوه ای مایل به زرد (به ویژه پشمی)
- پریشان کننده
- کثیف و نامرتب
- یک نواخت و خسته کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drab " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "drab" با ترجمه به فارسی
-
(رنگ) سبز مایل به قهوه ای (رنگ جامه های ارتشی) · جامه ی ارتشی (از پارچه ی سبز) · رنگ سبز ارتشی · سبز زیتونی · پارچه ی سبز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن