ترجمه "drapery" به فارسی
پرده, مانع, دیوار بهترین ترجمه های "drapery" به فارسی هستند.
drapery
noun
دستور زبان
(uncountable) Cloth draped gracefully in folds. [..]
-
پرده
nounShe had the grotesque look of one of those painters' dummies used to hang draperies on.
وی منظره ناهنجار و ناشیانه آدمهای لال بعضی از نقاشان را یافته بود که پرده گیر آناناند.
-
مانع
noun -
دیوار
nounopening a door concealed by the drapery
در حالیکه دری را که در متن دیوار مخفی بود باز کرد
-
ترجمه های کمتر
- بزازی
- جدار
- (انگلیس) رجوع شود به dry goods
- (انگلیس) مغازه ی پارچه فروشی
- (جامه یا پرده یا روکش)چین دار و آویخته
- (جمع) پرده (از پارچه ی ضخیم)
- (در نقاشی و تندیس گری و غیره) آویزه های آذینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drapery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن