ترجمه "drawback" به فارسی
عیب, اشکال, مانع بهترین ترجمه های "drawback" به فارسی هستند.
drawback
noun
دستور زبان
A disadvantage; something that detracts or takes away. [..]
-
عیب
nountheir mutual good to outweigh every drawback.
فکر کرد خیر هر دو باعث میشود هر عیب و اشکالی تحتالشعاع قرار بگیرد.
-
اشکال
nounhe couldve been killed. human form does have that drawback
ميتونه کشته شده باشه قالب انساني اين اشکال را داره
-
مانع
nounYour father's state of health must be a great drawback.
وضع مزاجی پدرتان لابد مانع عمدهای است.
-
ترجمه های کمتر
- زیان
- بازپرداخت
- آهو
- کاستی
- ایراد
- استراد حقوق گمرگی (به ویژه به کسی که کالای وارداتی را دوباره صادر کند)
- بی فایدگی
- تادیه برات
- نقطه ضعف
- پس پرداخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drawback " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Drawback
-
زیان، مانع
عباراتی شبیه به "drawback" با ترجمه به فارسی
-
برگشت بخشی از حقوق گمرکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن