ترجمه "drawings" به فارسی

برداشتها ترجمه "drawings" به فارسی است.

drawings noun

Plural form of drawing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برداشتها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drawings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "drawings" با ترجمه به فارسی

  • نقشهکشی معماری
  • رجوع شود به SDRs
  • (از حساب بانک) برداشت کردن 5 · (با قلم یا مداد و یا قلم مو و غیره) رسم کردن 3 · (با: on یا upon) درخواست کردن 0 · (بخش متحرک پل را) بالا کشیدن 3 · (به خود) جلب کردن · (به سوی خود یا در جهت معینی) کشیدن · (در بازی با ورق یا فال گیری یا قرعه کشی و غیره) ورق کشیدن · (در جایی) جمع کردن · (سلاح یا دندان یا سر بطری و غیره را) درآوردن · (شیر آب و غیره را) باز کردن 2 · (طناب و زنجیر و غیره) محکم کشیدن · (لوله ی بخاری و غیره) دود کشیدن 9 · (مسابقه و غیره) مساوی کردن یا شدن · (معمولا صیغه ی مجهول) برانگیختن · (مقایسه) کردن 5 · (نزدیک) شدن 7 · (هوا یا دود سیگار و غیره) فرو دادن · (پرده یا بادبان کشتی یا سایبان یا پشت دری) جمع کردن (در یک کنار) · (پزشکی - خون یا چرک و غیره را) به سویی کشیدن · (کشتی) آبخور · آب رفتن · آبکند · آختن 1 · آشکار کردن 4 · از شکل انداختن · از چاه کشیدن · استنباط کردن · استنتاج کردن 7 · بخش متحرک پل (در پل های متحرک) · به خود کشیدن · به هم فشرده شدن · به هم کشیده کردن · بهره دادن 6 · بیان کردن · بیرون کشیدن · تبدیل به سیم کردن (فلز) · تو دادن · تکاریدن · جذبه · جلب کردن · جمع کردن 8 · جوی 4 · درآوردن · درو کردن · درون دمیدن · درون کشیدن · درکشیدن از · دل و روده را درآوردن (از حیوان شکار شده) 3 · دلباخته کردن · دور کردن از · دگردیس کردن 1 · راه آب · رسم کردن · زه کمان را کشیدن · سفت کردن 0 · سیم سازی کردن 2 · شرح دادن · شیفتن · فلز را کشیدن یا پهن کردن یا شکل دادن (از راه چکش زنی یا ماشین فشار) · قرعه کشیدن 8 · مساوی 9 · موجب جلب توجه · موجب شدن · نتيجه مساوي · نتیجه گرفتن · نقاشی · نقش کردن · هرچیز کشیده شده 2 · هنجیدن · پس زدن · پول درآوردن 4 · پک · چیز جالب توجه · کاستن · کشاندن · کشش 1 · کشش داشتن 6 · کشیدن · کشیدن مایعات (از جایی) · کشیده شدن · کشیده شدگی · کشیدگی (با معنی های بالا) · کنار کشیدن · کوچک شدن · گرفتن 0 · گیرا شدن · گیرایی
  • طرح کردن
اضافه کردن

ترجمه های "drawings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه