ترجمه "dread" به فارسی
ترس, وحشت, بیم بهترین ترجمه های "dread" به فارسی هستند.
dread
adjective
verb
noun
دستور زبان
To fear greatly. [..]
-
ترس
nounWith dread, I remembered my circumcision the year prior.
با ترس و وحشتت یاد ختنه خودم در سال گذشته افتادم.
-
وحشت
great fear in view of impending evil
An immense desolation, the dread of her own continued life, descended upon the first lady of Sulaco.
جدایی ای عظیم و بی پایان، وحشت از تداوم زندگی خودش شانههای بانوی اول سولاکو را خرد کرد.
-
بیم
nounAnd the stern, stony expression that she so dreaded settled upon his face.
آن گاه همان حالت دژم که آنا سخت از آن بیم داشت بر چهره مرد پدید آمد.
-
ترجمه های کمتر
- ترسیدن
- هراس
- وحشتناک
- دلهره
- ترسناک
- واهمه
- خوف
- دهشتناک
- ناگوار
- رعب
- درد
- شکوخیدن
- هراسیدن
- (به شدت) ترس داشتن
- (ترس آمیخته با احترام) بیم
- (قدیمی) با ترس و احترام رفتار کردن
- با بی میلی شدید روبرو شدن
- بی میلی و دلواپسی
- بیم آفرین
- بیم داشتن
- بیمناک بودن
- دلهره آور
- دلهره داشتن
- دلواپس بودن
- دلواپسی (شدید)
- نگران کننده
- هراس انگیز
- چیز موردهراس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dread " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dread" با ترجمه به فارسی
-
ترسناک · دهشتناک · ناگوار · وحشتناک
-
(انگلیس - عامیانه) کتاب یا مجله ی مبتذل
-
ترسناکی
-
(عامیانه) بسیار بد · افتضاح · بد · بیم آفرین · ترسناک · دلهره آور · دهشتناک · رعب آور · مخوف · موحش · ناگوار · هراس انگیز · وحشتناک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن