ترجمه "dreamful" به فارسی
غیرعملی, غیرواقعی, معتاد بهترین ترجمه های "dreamful" به فارسی هستند.
dreamful
adjective
دستور زبان
dreamy
-
غیرعملی
-
غیرواقعی
so now, Mrs. Ramsay thought, she could return to that dream land, that unreal but fascinating place
خانم رمزی فکر کرد حالا دیگر میتواند به آن سرزمین رؤیاها، به آن مکان غیرواقعی ولی مسحور کننده بازگردد:
-
معتاد
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- خیالی
- بخواب دیدن
- خواب مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dreamful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dreamful" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) آرمان امریکایی (که بنابرآن برابری فرصت ها و فراوانی به هرکس امکان ترقی و تعالی را می دهد) (American Dream هم می نویسند)
-
رویای فیلها
-
انزال در حین خواب · جنب · محتلم شدن
-
(با: of) ممکن پنداشتن · (با: out و away) به خواب و خیال گذراندن · (در روز) چرت زدن · آرزو · آرزوی زودگذر · آرمانی · ارزو · امید · امید واهی · ایده آل · بلند همتی · جاه طلبی · خواب · خواب دیدن · خواب و خیال · خیال پردازی · خیال پردازی کردن · دلخواه · دلخواه پنداشتن · رؤیا · روز خوابی کردن · رویا · رویا دیدن · پنداشتن · کمال مطلوب
-
خواب غیر شفاف
-
تعبیرخواب
-
رویای زن ماهیگیر
-
چیزدریم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن