ترجمه "drinking" به فارسی

شرب, نوشیدن, مستی بهترین ترجمه های "drinking" به فارسی هستند.

drinking noun verb دستور زبان

Present participle of drink. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرب

    noun

    A few weeks later it was unfit to drink.

    و چند هفته بعد آب آن دیگر به هیچ وجه قابل شرب نخواهد بود.

  • نوشیدن

    noun

    ingesting water or other liquids into the body through the mouth

    I went to drink a beer with friends.

    من برای نوشیدن آبجو با دوستانم بیرون رفتم.

  • مستی

    noun

    The joyous feeling of hearty nearness to him mounted to her head like a strong drink.

    مانند بخار مستی، نشئه ای در سر مادر تولید گشت. قلب پسرش را نزدیکبقلب خود میدید.

  • نوش

    noun

    He had to drink more of me than I expected.

    بيشتر از اوني که انتظار داشتم از خونم نوشيد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drinking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "drinking" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drinking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه