ترجمه "driving" به فارسی

رانندگی, راننده, محرک بهترین ترجمه های "driving" به فارسی هستند.

driving adjective verb noun دستور زبان

Present participle of drive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رانندگی

    noun

    operation of a vehicle

    What? You don't know how to drive a car yet?

    چه ... شما هنوز نمی توانید رانندگی کنید؟

  • راننده

    noun

    To be on the night shift, driving somebody else's cab.

    مي دونی ، که راننده شیفت شب تاکسی یه نفر دیگه باشم.

  • محرک

    But gene drives also have some actual limitations.

    اما محرک ژنی هم در عمل محدودیتهایی داره.

  • ترجمه های کمتر

    • جانانه
    • شدید
    • (حرکت کننده با نیرو و شدت) تند و شلاقی
    • (مکانیک - انتقال دهنده ی نیرو یا جنبش) رانش گر
    • رانندگی (اتومبیل و غیره)
    • پرنیرو و حرارت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " driving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "driving" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "driving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه