ترجمه "drop-off" به فارسی

افت, افتش, تخته سنگ بهترین ترجمه های "drop-off" به فارسی هستند.

drop-off noun دستور زبان

A sudden downward slope [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افت

    verb

    although his tweets have dropped off as of late,

    البته اخیرا تعداد تویت هایش افت کرده است.

  • افتش

  • تخته سنگ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دوره رخوت
    • زمین باتلاقی
    • سرازیری تند
    • شیب تند
    • صخره
    • کاهش
    • کاهش (مثلا در میزان فروش یا قیمت ها و غیره)
    • کاهش فعالیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drop-off " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "drop-off" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه