ترجمه "droppings" به فارسی

کود, سرکین, سرگین بهترین ترجمه های "droppings" به فارسی هستند.

droppings noun دستور زبان

animal excrement [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کود

    noun

    Decoud had dropped easily into English, which he spoke with precision, very correctly

    دی کود خیلی راحت به زبان انگلیسی رو آورده بود و خیلی هم دقیق حرف میزد بسیار صحیح

  • سرکین

  • سرگین

  • ترجمه های کمتر

    • چکیده
    • اشک کباب
    • مدفوع حیوانات
    • مومی که ازشمع می چکد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " droppings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "droppings" با ترجمه به فارسی

  • (پرده ای که به جای کنار رفتن بالا و پایین می رود - به ویژه در تئاتر) پرده ی افتان
  • (آبگونه) مقدار کم · (اختلاف ارتفاع دو سطح) فرو افت 1 · (ارتش) انداختن نفرات و تجهیزات (از هواپیما و با چتر نجات) (airdrop هم می گویند) · (از صدا) کاستن یا کاسته شدن 0 · (امریکا - خودمانی) نهفتگاه (محلی که پیام ها یا اشیای ممنوعه را در آنجا نگه می دارند یا پخش می کنند) · (با: line یا letter و غیره) نوشتن (نامه) 9 · (به جایی) بردن 2 · (جانوران) زاییدن 7 · (جمع - داروی آبگونه که به صورت قطره یا مقدار کم مصرف شود) قطره · (شخص یا چیزی را) تحویل دادن · (ضمن صحبت) گفتن · (مسابقه یا پول) باختن · (هرچیزی که می افتد یا پایین می آید) افتان · آویز، · افت · افت کردن · افتادن · انداختن · انداختن (آوا یا حرف الفبا) 1 · انداختن 3 · بار ریزی هوایی · بار ریزی هوایی کردن · بدتر کردن · بر زمین افتادن (از خستگی یا زخم و غیره) · بر زمین انداختن 4 · به جایی نرسیدن 6 · تخته سنگ · جنس قاچاق 2 · حذف کردن · حذف کردن (از متن) · حرف پراندن · خراب کردن · خرد · دانه · درز یا سوراخی که در آن چیزی می اندازند 0 · دور انداختن · ذره · رابط قاچاقچی ها · رشحه · ریزش · سقوط · سقوط کردن · صخره · فتادن · فرو رفتن (به خواب یا بیهوشی و غیره) 5 · فروآمدن · قطر · قطره · قطره قطره افتادن (یا ریختن) · مقدار کمی · نزول · نزول کردن · هر چیزی به شکل قطره (یا گلابی) · واگذاردن · ول کردن · پایان دادن · چکاندن · چکره · چکه · چکه مانند (به ویژه سنگ گوشواره یا تکه ی شکلات و غیره) · چکه کردن · چکیدن · کاستن · کاهش · کاهش یافتن · کم شدن · کمی · کنایه زدن 8 · یک قطره
اضافه کردن

ترجمه های "droppings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه