ترجمه "drying" به فارسی

خشکاندن, آبزدايي, برشتن بهترین ترجمه های "drying" به فارسی هستند.

drying verb noun

Present participle of dry. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشکاندن

    verb

    hanging up their legrags to dry.

    مچ پیچهای خود را برای خشکاندن آویزان میکردند

  • آبزدايي

  • برشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خشكاندن غله
    • خشكاندن مصنوعي
    • خشک کردن
    • خوشيدگي
    • عملآوري
    • نمزدايي فراورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "drying" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه