ترجمه "dual" به فارسی
همزاد, دوگانه, دوطرفه بهترین ترجمه های "dual" به فارسی هستند.
dual
adjective
noun
دستور زبان
Characterized by having two (usually equivalent) components. [..]
-
همزاد
-
دوگانه
We humans control the world because we live in a dual reality.
ما انسانها به این دلیل حاکمان زمین هستیم که در یک واقعیت دوگانه زندگی میکنیم.
-
دوطرفه
-
ترجمه های کمتر
- دوگان
- زوج
- دوتایی
- دوجانبه
- مثنی
- دوچندان
- (زبان شناسی) تثینه
- دو برابر
- دو سویه
- همزاد – دوگانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dual" با ترجمه به فارسی
-
تاریخ گذاری دو گانه
-
مسئله ثانویه
-
بازارثانویه
-
روابط گزارش دهی دوطرفه
-
روش نظامهای دو گانه
-
دو طرفه بودن حسابها
-
زادهاي چندمنظوره · نژادهاي دو منظوره · نژادهای چندمنظوره
-
قضیه دوگانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن