ترجمه "dubious" به فارسی

مشکوک, مردد, سربسته بهترین ترجمه های "dubious" به فارسی هستند.

dubious adjective دستور زبان

Arousing doubt; questionable; open to suspicion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکوک

    adjective

    This conversion of his strikes me as highly dubious.

    اين تغيير مشي اش به نظر من خيلي خيلي خيلي مشکوک مياد.

  • مردد

    adjective

    Banda looked dubious. It doesn't look like a raft to me.

    با ندا مردد به نظر میرسید: این که به نظر من شکل کلک نیست.

  • سربسته

  • ترجمه های کمتر

    • اندیدمند
    • ناهویدا
    • ندانستنی
    • ناآشکار
    • با سوء ظن، با شک و تردید
    • بدگمان
    • بدبین
    • مبهم
    • پوشیده
    • (نتیجه) نامعلوم
    • بحث انگيز
    • دو دل
    • شک دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dubious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dubious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه