ترجمه "duckling" به فارسی
اردکچه, اردک کوچک, بچه اردک بهترین ترجمه های "duckling" به فارسی هستند.
duckling
noun
دستور زبان
A young duck. [..]
-
اردکچه
-
اردک کوچک
-
بچه اردک
nounNo. The ducklings are sad because they can't play.
نه بچه اردک ها ناراحتن که نميتونن بازي کنن
-
جوجه اردک
nounA little wild duckling went scurrying into the grass with a squawk.
زیر پایش یک جوجه اردک وحشی نالهکنان میلنگید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " duckling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "duckling"
عباراتی شبیه به "duckling" با ترجمه به فارسی
-
جوجهاردكها
-
کودک یا چیز زشت که بعدها زیبا یا موفق و غیره می شود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن