ترجمه "duct" به فارسی
مجرا, تراوراه, راهاب بهترین ترجمه های "duct" به فارسی هستند.
duct
verb
noun
دستور زبان
a pipe, tube or canal which carries air or liquid from one place to another, as in heating and air-conditioning ducts. [..]
-
مجرا
nounSo this duct takes us to the teacher's lounge?
پس اين مجرا ميره تا سالن معلم ها ؟
-
تراوراه
-
راهاب
-
ترجمه های کمتر
- قنات
- معبر
- گذار
- (برای آبگونه و گاز) لوله
- (لوله یا نقب که سیم و شاه سیم و غیره را از آن می گذرانند) کانال
- (کالبدشناسی - مجرای بدن مانند پیشابراه و اشک راه) مجرا
- (گیاه شناسی) آوند
- - راه
- آب رسان
- دالان زیرزمینی
- درون کند
- لوله اب
- کانال هوا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " duct " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "duct" با ترجمه به فارسی
-
مجاری صفراوی
-
مجرای صفراوی
-
سرهم بندی كردن، استفاده از امكانات ابتدايی برای به انجام رساندن ايده يا كاری
-
تكههاي پير · دستگاه لنفاوی · رگهاي لنفاوي · مجراي سينهاي · مجرای سینه ای · گرههاي لنفي
-
لوله اب
-
آبراهههاي بین سلولي · كانالهاي بینیاختهای · مجاري رزين · مجاري صمغ · کانالهای بین سلولی · کانالهای رزين
-
مجرای شیر
-
آبراهههاي بین سلولي · كانالهاي بینیاختهای · مجاري رزين · مجاري صمغ · کانالهای بین سلولی · کانالهای رزين
اضافه کردن مثال
اضافه کردن