ترجمه "dully" به فارسی
سنگین, بسنگینی, بطورتیره بهترین ترجمه های "dully" به فارسی هستند.
dully
adverb
دستور زبان
In a dull manner; without liveliness; without lustre. [..]
-
سنگین
adjective -
بسنگینی
-
بطورتیره
-
ترجمه های کمتر
- بکندی
- کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dully " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن