ترجمه "dump" به فارسی

زباله, خاکچال, روگرفت بهترین ترجمه های "dump" به فارسی هستند.

dump verb noun دستور زبان

A place where waste or garbage is left; a ground or place for dumping ashes, refuse, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زباله

    noun

    People must use it as a dump site.

    به نظر مردم از اونجا به عنوان زباله دوني استفاده ميکنن.

  • خاکچال

    A site where garbage is collected and buried.

  • روگرفت

  • ترجمه های کمتر

    • زاغه
    • بیغوله
    • (آشغال یا هر چیز ناخواسته را) در آشغال دانی شهر ریختن یا خالی کردن
    • (ارتش) انبار موقت
    • (با کامیون کمپرسی و یا به طور مشابه) ریختن
    • (بازرگانی - برای از میدان در کردن رقیبان کالای خود را به مقدار زیاد و به بهای کمتر از قیمت تمام شده در یک بازار خارجی عرضه کردن) بازار شکنی کردن
    • (بدون مقدمه یا با خشونت یا با لاقیدی) ترک کردن
    • (توده وار) خالی کردن
    • (عامیانه) جای بد و ناخوشایند
    • (فوتبال امریکایی) پاس کوتاه دادن
    • (مهجور) آواز یا آهنگ غم انگیز
    • (کامپیوتر) روبرداری
    • (کسی را) ول کردن
    • (یکباره و با شدت) بیرون ریختن (یا انداختن)
    • آشغال دونی
    • بارافکنی کردن
    • تخلیه کردن (حافظه)
    • توده شدن
    • توده ی آشغال یا خاکروبه
    • جنس را برای رقابت با دیگرات ارزات فروختن
    • دامپ (برنامه)
    • دفنگاه زباله
    • روبرداری کردن (از حافظه)
    • زباله خالی کردن
    • زباله دانی
    • قیمت شکنی کردن
    • مخزن صحرایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dump " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dump" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dump" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه