ترجمه "dungeon" به فارسی

سیاهچال, زندان, محبس بهترین ترجمه های "dungeon" به فارسی هستند.

dungeon verb noun دستور زبان

An underground prison or vault, typically built underneath a castle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاهچال

    noun

    underground prison or vault [..]

    I've been trying to stay out of those dungeons my whole life.

    کل عمرم سعی کردم از اون سیاهچال ها دوری کنم.

  • زندان

    noun

    The dungeon isn't heavily guarded, but only the Margrave has the key.

    زندان اون قدرها هم تحت نظارت با نگهبان ها نيست اما فقط مارگريو کليد اون جا رو داره

  • محبس

    noun

    An underground prison or vault. [..]

    Dantes asked to be removed from his present dungeon into another

    دانتس استدعا کرد که محبس او را عوض کنند اگرچه بدتر و تاریکتر هم باشد

  • ترجمه های کمتر

    • گریچه
    • سیاه چال
    • دخمه
    • زیرزمین
    • سردابه
    • گاوچاه
    • گریچ
    • گریچک
    • (نادر) در سیاه چال زندانی کردن
    • در دخمه افکندن
    • زندان زیرزمینی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dungeon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dungeon

Dungeon (magazine)

+ اضافه کردن

"Dungeon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dungeon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "dungeon"

اضافه کردن

ترجمه های "dungeon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه