ترجمه "durability" به فارسی
دوام, پایداری, ماندگاری بهترین ترجمه های "durability" به فارسی هستند.
durability
noun
دستور زبان
Permanence by virtue of the power to resist stress or force. [..]
-
دوام
nounQuality does not just mean greater durability or excellence in design.
کیفیت لزوماً به معنای دوام بیشتر و یا طراحی بهتر نیست.
-
پایداری
nounBy way of marriage and the ordinary conventional and durable existence which thereafter must ordinarily ensue?
از راه ازدواج و زندگی متعارف و پایداری که قاعد تا پس از ازدواج باید آغاز میشد؟
-
ماندگاری
nounadd skill volumes, its performance and its durability.
افزایش حجم موتور، کارایی و ماندگاری طولانی تر.
-
ترجمه های کمتر
- پایایی
- بقا
- مقاومت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " durability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "durability" با ترجمه به فارسی
-
محصولات مصرفی با دوام
-
کالاهای با دوام
-
یکشزپ ماود اب تازيهجت
-
کالاهای بیدوام
-
(جمع) رجوع شود به durable goods · با دوام · بادوام · مانا · ماندنی · پایا · پایدار · پاینده · پردوام
-
بادوام · چنانکه ماندگار باشد
-
کالای بادوام
-
محصولات سرمایه ای با دوام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن