ترجمه "duration" به فارسی

مدت, طول, طول مدت بهترین ترجمه های "duration" به فارسی هستند.

duration noun دستور زبان

An amount of time or a particular time interval [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدت

    noun

    amount of time

    She even insists on keeping the cast together for the duration of the shoot.

    او حتی اصرار دارد که در مدت فیلم برداری، همه بازیگران را کنار یکدیگر نگه دارد.

  • طول

    noun

    Generally, the intensity and duration of these feelings will depend upon our reaction to them.

    عمومأ، تشدّد و طول این احساسات به واکنش ما به آنها بستگی خواهد داشت.

  • طول مدت

  • ترجمه های کمتر

    • دوام
    • طی
    • duration
    • سختی
    • دیرند
    • بقا
    • تداوم
    • درنگ
    • (زبان شناسی) دیرش
    • درازی (زمان)
    • یط رد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " duration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Duration
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدت

    noun

    Duration: One hour each week for sixteen weeks.

    مدت: شانزده هفته، هر هفته به مدت یک ساعت.

عباراتی شبیه به "duration" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "duration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه