ترجمه "dwarf" به فارسی

کوتوله, گورزاد, دورف بهترین ترجمه های "dwarf" به فارسی هستند.

dwarf adjective verb noun دستور زبان

A creature from (especially Scandinavian and other Germanic) folklore, usually depicted as having mystical powers and being skilled at crafts such as woodwork and metalworking. Sometimes pluralized dwarves, especially in modern fantasy literature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوتوله

    noun

    small person [..]

    As though loving a dwarf was completely out of the question.

    انگار که دوست داشتن یک کوتوله امری کاملاً محال بود.

  • گورزاد

    noun
  • دورف

    being in mythology

    What you feel for that Dwarf is not real.

    حسي که تو به اون دورف داري واقعي نيست.

  • ترجمه های کمتر

    • كوتوله
    • آدمچه
    • ریزدیس
    • نابرنا
    • گورزا
    • (افسانه) نسناس
    • (نجوم - ستاره یا خورشید کوچک و نسبتا کم نور) ستاره ی کوچک (dwarfstar هم می گویند)
    • (گیاه یا جانداری که از هم تیره های خود بسیار کوچکتر و کوتاهتر است) کوتاه
    • از رشدبازداشتن یا بازماندن
    • تحت الشعاع قرار دادن
    • ریز اندام
    • کم رسته
    • کم رشد
    • کوتاه (یا کم رشد) ماندن یا کردن
    • کوتوله شدن یا کردن
    • کوچک جلوه دادن
    • کوچک و کم اهمیت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dwarf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dwarf
+ اضافه کردن

"Dwarf" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dwarf در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

DWARF
+ اضافه کردن

"DWARF" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DWARF در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "dwarf"

عباراتی شبیه به "dwarf" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dwarf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه