ترجمه "ear" به فارسی

گوش, خوشه, دسته بهترین ترجمه های "ear" به فارسی هستند.

ear verb noun دستور زبان

(countable) The fruiting body of a grain plant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوش

    noun

    organ of hearing [..]

    Traffic noise is very harsh to the ear.

    صدای ترافیک بسیار گوش خراش است.

  • خوشه

    noun

    خوشه گندم

    'Thou shalt not die, but rise to life again in the new ear.

    نخواهد مرد بلکهبصورت خوشه تازهای زنده خواهد شد...

  • دسته

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شنوایی
    • سنبله
    • شوگ
    • گوشدیس
    • گوشمندی
    • جناح
    • (به ویژه در مورد موسیقی - داشتن گوش حساس که تفاوت های آهنگ و زیر و بمی را خوب درک می کند)حساسیت سامعه
    • (کالبدشناسی) گوش (پره ی گوش و بخش های درونی آن)
    • (گیاه شناسی)
    • حس سامعه
    • خوشه کردن
    • سنبله کردن
    • شخم زدن و کشت کردن
    • هر چیز گوش مانند
    • گوش سان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ear " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ear
+ اضافه کردن

"Ear" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ear در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

EAR noun دستور زبان

Initialism of [i]Enterprise Archive[/i]. (A file format used to package Java programming language applications.)

+ اضافه کردن

"EAR" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای EAR در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ear"

عباراتی شبیه به "ear" با ترجمه به فارسی

  • جغد تالابی
  • حفره صماخي · لوله استاش · مجراي شنوايي · پرده صماخي · گوشها
  • گل حنا
  • (دارای گیسوی کوتاه به طوری که گوش ها نمایان باشند) گوش نما · گوش بریده
  • خوشه کرده
  • دیوار
  • دختری با گوشواره مروارید
  • (گیاه شناسی) رجوع شود به bear's ear( auricula هم می نویسند)
اضافه کردن

ترجمه های "ear" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه