ترجمه "eared" به فارسی
خوشه کرده, دارای گوش بخصوص (در ترکیب به کار می رود) بهترین ترجمه های "eared" به فارسی هستند.
eared
adjective
verb
دستور زبان
(in combination) Having some specific type of ear [..]
-
خوشه کرده
adjective -
دارای گوش بخصوص (در ترکیب به کار می رود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eared " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eared" با ترجمه به فارسی
-
جغد تالابی
-
حفره صماخي · لوله استاش · مجراي شنوايي · پرده صماخي · گوشها
-
گل حنا
-
(دارای گیسوی کوتاه به طوری که گوش ها نمایان باشند) گوش نما · گوش بریده
-
خوشه کرده
-
دیوار
-
دختری با گوشواره مروارید
-
(گیاه شناسی) رجوع شود به bear's ear( auricula هم می نویسند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن