ترجمه "earmark" به فارسی

اختصاص دادن, انگ, علامت بهترین ترجمه های "earmark" به فارسی هستند.

earmark verb noun دستور زبان

(transitive) To specify or set aside for a particular purpose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختصاص دادن

    verb
  • انگ

    noun
  • علامت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نشان
    • آرنگ
    • اندوختن
    • شناسه
    • آرم
    • مشخصه
    • ویژگی
    • خصوصیت
    • مهر
    • (با علامت) مشخص کردن
    • (در اصل - داغ یا نشانی که برای شناسایی بر گوش دام می گذاشتند) داغ گوش
    • انگدار کردن
    • تخصیص دادن (به ویژه پول و اعتبار)
    • تخصیص – کنار گذاردن
    • خط گوش
    • داغ زدن
    • در نظر گرفتن
    • علامت تجارتی
    • علامت گذاری کردن
    • نشان گوش
    • نشاندار کردن
    • کنار گذاشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " earmark " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Earmark
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخصیص

تصاویر با "earmark"

عباراتی شبیه به "earmark" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "earmark" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه