ترجمه "earnings" به فارسی
درآمد, عایدات, حقوق بهترین ترجمه های "earnings" به فارسی هستند.
earnings
noun
دستور زبان
(finance) Business profits. [..]
-
درآمد
nounPlease drink this tea of your son's earning.
PIease نوشیدن این چای از درآمد پسر خود را.
-
عایدات
noun -
حقوق
nounRockefeller began his life as a clerk earning $3. 75 per week.
راکفلر زندگی کاریاش را با عنوان یک کارمند سـاده کــه هـفتهای 3.75 دلار حقوق مـیگرفت شـروع کـرد.
-
ترجمه های کمتر
- پول
- مزد
- عواید
- دستمزد
- دسترنج
- مداخل
- دخل
- اجرت
- مال
- اهدمآرد
- مواجب
- اجر
- منفعت
- پاداش
- حقوق دریافتی
- حقوق ماهیانه
- درآمد(ها)
- عایدات – عواید
- مزد(ها)
- کار مزد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " earnings " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "earnings" با ترجمه به فارسی
-
سرمایه تحصیل شده
-
درآمدهای موجود، درآمدهای قابل استفاده
-
هنایلاس یاهدمآرد شرازگ
-
(بهره و سود و غیره) تعلق گرفتن · (بیس بال) امتیاز بدست آوردن (از گوی انداز) · (در اثر کوشش و سزاواری) تحصیل کردن · استحقاق داشتن · امرار معاش کردن · به دست آوردن (مزد و پاداش و غیره) · دخل کردن · درآمد داشتن · سود دادن · عاید کردن یا شدن · نایل شدن · کسب درآمد · کسب کردن
-
مدیریت ارزش کسب شده
-
صلاخ دمآرد
-
سود انباشته
-
سرمایه ای کردن درآمدسود- انتقال سود انباشته به سرمایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن