ترجمه "earth" به فارسی

زمین, خاک, لانه بهترین ترجمه های "earth" به فارسی هستند.

earth verb noun proper دستور زبان

Our planet, third out from the Sun; see main entry Earth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    noun proper

    electrical connection [..]

    Three-fourths of the earth's surface is water.

    سه چهارم سطح زمین آب است.

  • خاک

    noun

    one of the five basic elements [..]

    I find a patch of soft earth between two stones.

    بین دو تکه سنگ، مسیری را میبینم که خاک نرمی دارد.

  • لانه

    noun

    fox's lair

  • ترجمه های کمتر

    • جهان
    • سرزمین
    • گیتی
    • خاکسپاری
    • زمین کردن
    • دنیا
    • گرد
    • اِرت
    • فرش
    • مادّه
    • گیهان
    • ارت کردن
    • خاک کردن
    • دفن کردن
    • zamin
    • ارض
    • گوی
    • замин
    • مادیات
    • خاکیان
    • بدن
    • (انگلیس - برق) سیم زمینی
    • (با: up) با خاک پوشاندن (به ویژه بذر و گیاه)
    • (جانوران کاونده) سوراخ
    • (در شکار یا تعقیب حیوانات) به سوراخ راندن
    • (روباه و غیره) در سوراخ پنهان شدن
    • (شعر قدیم) جسم بشری
    • (شیمی) اکسید فلزی
    • (معمولا E بزرگ) کره ی زمین (قطر: حدود 06721 کیلومتر)
    • اتصال زمینی 0
    • با خاک پوشاندن
    • به لانه راندن 3
    • به لانه فرار کردن
    • جهان خاکی (در مقایسه با بهشت و جهنم)
    • خاک کشاورزی 2
    • خاکپوش کردن 1
    • خشکی (در برابر دریا یا هوا)
    • دنیای فانی
    • علایق و شهوات جسمانی
    • فلز خاکی
    • مردم کره ی زمین
    • چیزهای دنیوی
    • کشور(مهجور)
    • گلین گوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " earth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Earth proper noun

The third planet in order from the Sun, upon which humans live. Represented in astronomy and astrology by ♁ and ⊕. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    proper

    third planet from the Sun [..]

    Earth is not the centre of the world.

    زمین مرکز جهان نیست.

  • زمين

    Life on Earth is almost five times previously eradicated.

    زندگي بر روي زمين تقريبا پنج بار قبلا ريشه کن شده بود.

  • замин

    سومین سیاره (نسبت به خورشید) در منظومه شمسی

  • ترجمه های کمتر

    • زمی
    • ارض
    • گوی
    • کره ذمین
EARTH
+ اضافه کردن

"EARTH" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای EARTH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "earth"

عباراتی شبیه به "earth" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "earth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه