ترجمه "earthen" به فارسی

گلی, سفالی, خشتی بهترین ترجمه های "earthen" به فارسی هستند.

earthen adjective دستور زبان

made of clay (especially said of pottery) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلی

    noun

    The cleanly swept earthen floor was sprinkled with red sand;

    بر کف گلی اطاق که پاکیزه جارو شده بود شن قرمزرنگریخته بود.

  • سفالی

    whose stone filters dripped day and night into large earthen water jars.

    و آب از فیلترهای سنگی آن، شبانهروز در تغارهای بزرگ سفالی، چکه میکرد.

  • خشتی

  • ترجمه های کمتر

    • سفالین
    • دنیوی
    • (ساخته شده از خاک یا گل) خاکی
    • وابسته به کره ی زمین (در برابر بهشت یا عرش و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " earthen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "earthen"

اضافه کردن

ترجمه های "earthen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه