ترجمه "earthquake" به فارسی
زلزله, زمینلرزه, بومهن بهترین ترجمه های "earthquake" به فارسی هستند.
earthquake
noun
دستور زبان
A shaking of the surface of a planet, caused by volcanic activity or movement around geologic faults. [..]
-
زلزله
nounshaking of the surface of a planet [..]
Tom was attending an earthquake conference when Mary called him.
تام در یک همایش زلزله بود وقتی مری با او تماس گرفت.
-
زمینلرزه
nounshaking of the surface of a planet [..]
Of this earthquake, this inner cataclysm, others saw nothing.
از این زمینلرزه، از این طوفان سهمگین درونی، دیگران چیزی نمیدیدند.
-
بومهن
shaking of the surface of a planet
-
ترجمه های کمتر
- زمین لرزه
- zelzele
- zamin-larze
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " earthquake " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "earthquake"
عباراتی شبیه به "earthquake" با ترجمه به فارسی
-
زمینلرزهها · لرزشهای زمین
-
پیشبینی زمینلرزه
-
مهندسی زمینلرزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن