ترجمه "ebony" به فارسی

آبنوس, سیاه, قیرگون بهترین ترجمه های "ebony" به فارسی هستند.

ebony adjective noun دستور زبان

A hard, heavy, deep black wood from various subtropical and tropical trees, especially of the genus Diospyros. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبنوس

    noun

    tree [..]

    The slaves are then whipped with ebony bushes, comma to let out the congealing blood.

    سپس برده ها شلاق ميخوردند با بوته هاي آبنوس ويرگول تا خونه منجمد شده خارج شه

  • سیاه

    adjective noun

    That investment in ebony ought to mean three or four million francs in ten years' time.

    با این سرمایه سیاه، ظرف ده سال، صاحب سه یا چهار میلیون فرانک ثروت خواهم شد.

  • قیرگون

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (ساخته شده از آبنوس) آبنوسی
    • (هر درختی که این چوب را بدهد)
    • (گیاه شناسی) آبنوسیان (تیره ی Ebenaceae راسته ی Ebenales - گیاهان دولپه ای و حاره ای)
    • آبنوس (چوب محکم و سیاهی که از انواع درختان خرمالو در نواحی حاره ای آسیا و افریقا به دست می آید)
    • آبنوس فام
    • خیلی سیاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ebony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ebony proper

A female given name from the noun ebony, of mostly African-American usage since the mid-twentieth century. [..]

+ اضافه کردن

"Ebony" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ebony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ebony"

عباراتی شبیه به "ebony" با ترجمه به فارسی

  • آبنوس سنگال · دالبرژیا ملانوکسیلون · ساج آفريقاي شرقي
اضافه کردن

ترجمه های "ebony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه