ترجمه "ebullition" به فارسی

جوش, جوشانی, جوشندگی بهترین ترجمه های "ebullition" به فارسی هستند.

ebullition noun دستور زبان

the act of boiling [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوش

    noun

    to give somewhat when we have largely received, is but to afford a vent to the unusual ebullition of the sensations.

    بخشش سهم اندکی از چیزهای زیادی که دریافت داشتهام مثل گشودن روزنی بر احساسات پر جوش و خروش ماست.

  • جوشانی

  • جوشندگی

  • ترجمه های کمتر

    • جوشش
    • فوران
    • غضب
    • تظاهر
    • (بیرون ریختن ناگهانی مثلا بروز دادن احساسات) برون ریزی
    • برون ریز
    • جوش (همراه با گاز و حباب مانند مشروبات گازدار)
    • دق دل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ebullition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ebullition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه