ترجمه "eccentric" به فارسی
عجیب و غریب, عجیب, غریب بهترین ترجمه های "eccentric" به فارسی هستند.
eccentric
adjective
noun
دستور زبان
not at or in the centre. [..]
-
عجیب و غریب
nounhe had assumed a disdain of military trappings, an eccentric fashion of shabby old tunics.
دستور داد که تونیکهای کهنه و فرسوده با مدلی عجیب و غریب رایج شود.
-
عجیب
adjectiveI heard, too,her eccentric murmurs; stranger than her laugh.
صدای زمزمه غیر معمول او را هم که عجیب تر از خندهاش بود میشنیدم.
-
غریب
adjectivehe had assumed a disdain of military trappings, an eccentric fashion of shabby old tunics.
دستور داد که تونیکهای کهنه و فرسوده با مدلی عجیب و غریب رایج شود.
-
ترجمه های کمتر
- فلس
- برفکی
- فلسی
- نامدور
- نامتعارف
- لنگ
- (آنچه که کاملا مدور نباشد) ناپرهون
- (روان شناسی) ناروال
- (مکانیک) لنگ چرخ
- برون مرکز (در برابر هم مرکز:concentric)
- بیگانه وار
- خارج از مرکز
- خیره رفتار
- خیره سر
- غیر عادی
- مختلف المرکز
- ناهم مرکز (مانند دو دایره که روی هم قرار دارند ولی مراکز آنها روی هم نیستند)
- پوسته پوسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eccentric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eccentric" با ترجمه به فارسی
-
خروج از مرکز مداری
-
عجیب و غریب · فلس
-
(روان شناسی) ناروالی · (ریاضی) خروج از مرکز · (مکانیک) لنگی · افراط · برون مرکزی · برونمرکزی · خارج از مرکز بودن · خیره رفتاری · خیره سری · غرابت · غیر مدوری · غیرعادی بودن · لنگ چرخی · مختلف المرکزی · نا هم مرکزی · ناپرهونی · پرهون برونی · گریز از مرکز
-
بطورعجیب وغریب · بطورغیرمعمول
-
(روان شناسی) ناروالی · (ریاضی) خروج از مرکز · (مکانیک) لنگی · افراط · برون مرکزی · برونمرکزی · خارج از مرکز بودن · خیره رفتاری · خیره سری · غرابت · غیر مدوری · غیرعادی بودن · لنگ چرخی · مختلف المرکزی · نا هم مرکزی · ناپرهونی · پرهون برونی · گریز از مرکز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن