ترجمه "eclipsed" به فارسی

خسوف ماه ترجمه "eclipsed" به فارسی است.

eclipsed verb

Simple past tense and past participle of eclipse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خسوف ماه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eclipsed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eclipsed" با ترجمه به فارسی

  • خورشیدگرفتگی · کسوف
  • خورشیدگرفتگی
  • خورشیدگرفتگی جزئی
  • (نجوم) خسوف چنبری (خسوفی که در آن طوقه ای از نور خورشید دور ماه سیاه شده را مانند حلقه ای از نور فرا می گیرد)
  • خسوف
  • خورشیدگرفتگی حلقهای
  • (افتخار و شهرت و غیره) افول · (ماه یا خورشید) گرفتن · (هر نوع قطع نور یا سایه افکنی نجومی و غیره) گرفتگی · (گرفتگی ماه یا خورشید) خسوف · - گرفت · تحت الشعاع قرار دادن · تیره کردن · تیرگی · خسوف کردن · خورگرفت (solar eclipse هم می گویند) · خورگرفت کردن · سایه افکن شدن بر · سایه گیر کردن · مه گرفت (lunar eclipse هم می گویند) · مه گرفت کردن · کسوف · کسوف کردن · کسوف یا خسوف · گرفت · گرفتگی
  • کسوف
اضافه کردن

ترجمه های "eclipsed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه