ترجمه "economic" به فارسی

اقتصادی, باصرفه, میانکارانه بهترین ترجمه های "economic" به فارسی هستند.

economic adjective دستور زبان

frugal; cheap (in the sense of representing good value); economical. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقتصادی

    adjective

    Ireland was a country beginning a rapid economic progress.

    کشور ایرلند در ابتدای یک پیشرفت سریع اقتصادی بود.

  • باصرفه

  • میانکارانه

  • ترجمه های کمتر

    • سودآور
    • ارزان
    • اقتصاد – علم اقتصاد
    • مقرون به صرفه
    • وابسته به علم اقتصاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " economic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Economic
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقتصادی

    adjective

    Economically and socially I'm about at the average level of Ellesmere Road.

    به هر حال، از نظر اقتصادی و اجتماعی در سطح افراد متوسط خیابان السمر هستم.

عباراتی شبیه به "economic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "economic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه