ترجمه "ecstasy" به فارسی
وجد, X قرص, خلسه بهترین ترجمه های "ecstasy" به فارسی هستند.
Intense pleasure. [..]
-
وجد
nounintense emotion [..]
It was again that expression of reverential ecstasy which had so worked upon her the day before.
همان حالت وجد آمیخته به احترام که شب قبل آن همه بر آنا اثر کرده بود.
-
X قرص
noundrug
-
خلسه
nounadvanced emotion, subjective experience of total involvement of the subject, with an object of his or her awareness
But architecture is that complete ecstasy that the future can be better.
اما معماری یک خلسه ی کامل است از اینکه آینده می تواند بهتر باشد.
-
ترجمه های کمتر
- جذبه
- شور
- سرمستی
- شعف
- شوریدگی
- از خود بی خودی
- بی خویشی
- تب و تاب
- خود فراموشی
- شور و هیجان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ecstasy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(slang) The drug MDMA, a synthetic entactogen of the phenethylamine family. [..]
"Ecstasy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ecstasy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.