ترجمه "eddy" به فارسی

گردباد, چرخیدن, بادستون بهترین ترجمه های "eddy" به فارسی هستند.

eddy verb noun دستور زبان

A current of air or water running back, or in an opposite direction to the main current. Especially a circular current. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردباد

    noun
  • چرخیدن

    verb
  • بادستون

  • ترجمه های کمتر

    • تنوره
    • چرخاب
    • گردابر
    • گردگاز
    • گروه
    • (آب و باد و ابر و غیره) حلقه وار حرکت کردن
    • (جریان چرخشی آب یا هوا یا گاز و غیره) گرداب
    • (مجازی) جریان مخالف
    • (مجازی) دسته ی مردم
    • آب ستون
    • تمایل مخالف
    • جریان مخالف
    • ماری بیکر ادی (بنیان گذار فرقه ی Christian Science - امریکایی)
    • چرخ زدن
    • گرد دود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eddy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Eddy proper noun

A diminutive of Edward, Edgar, Edwin, or other male given names beginning with Ed-. [..]

+ اضافه کردن

"Eddy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Eddy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "eddy"

عباراتی شبیه به "eddy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "eddy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه