ترجمه "edge" به فارسی
یال, ضلع, کنار بهترین ترجمه های "edge" به فارسی هستند.
edge
verb
noun
دستور زبان
The boundary line of a surface. [..]
-
یال
nounplace where two faces of a polyhedron meet
-
ضلع
nounjoining line between two vertices of a polygon
-
کنار
nounboundary line of a surface
We were standing on the edge of thousands of acres of cotton.
ما کنار هزاران هکتار دشت پنبه ایستاده بودیم.
-
ترجمه های کمتر
- لبه
- لب
- مرز
- تیغ
- سر
- زه
- حاشیه
- کناره
- تیزی
- کرانه
- تیغه
- حد
- نبش
- كناره
- برندگی
- تندوتیزی
- کران
- پیوستن
- پره
- (اسکی) با لبه (ی اسکی) رفتن
- (به سختی) بردن 3
- (در) شرف
- (دورترین جا از مرکز) مرز
- (سر یا لبه یا کناره ی چپر یا بته و غیره را) زدن
- (صخره و پرتگاه و بالکن و غیره) لبه ی جلو آمده
- (لبه ی برنده ی شمشیر و چاقو و غیره) دم
- (مجازی) آستانه
- (نبرد و مسابقه - معمولا با: out) شکست دادن (با اختلاف کم)
- (هندسه) یال
- اریب وار حرکت کردن (مثلا از میان جمعیت)
- از پهلو بردن یا رفتن 1
- با دقت و آهستگی حرکت کردن 2
- تب و تاب
- تمایل شدید
- حاشیه دار کردن
- حاشیه گذاشتن
- خط راست (که حاصل به هم رسیدن دو سطح باشد)
- دارای دم کردن
- شدت وحدت
- شور و اشتیاق
- لبه دار کردن
- متصل شدن
- مجاور بودن
- مرزدار کردن
- مماس بودن
- نزدیک بودن
- پیوسته بودن
- چیدن 0
- کجکی رفتن
- یک وری رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " edge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
EDGE
noun
دستور زبان
Acronym of [i]Enhanced Data rates for GSM Evolution[/i].
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"EDGE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای EDGE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "edge"
عباراتی شبیه به "edge" با ترجمه به فارسی
-
نقش سرور حمل Edge
-
فایل اشتراک Edge
-
تیغ دو لبه · شمشير دو لب
-
(در ترازوهای دقیق و آونگ ها و غیره) شاهین · لبه ی برنده · لبه ی چاقو · هر لبه ی تیز · وضع حساس
-
استرایت اج
-
(پرتگاه و غیره) لبه · آستانه
-
جدول · حاشیه · سجاف · لبه · مرز · کناره
-
لبه تاریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن