ترجمه "edictal" به فارسی
فرمانی ترجمه "edictal" به فارسی است.
edictal
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or derived from edicts
-
فرمانی
Whereupon the emperor his father published an edict, commanding all his subjects, upon great penalties, to break the smaller end of their eggs.
از ای نرو امپراطور پدر او فرمانی صادر کرد که همه رعایای او هرگاه بخواهند تخم مرغ بخورند باید سر آن را بشکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " edictal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "edictal" با ترجمه به فارسی
-
قانون هایتورهای
-
(مجازی) هر دستور تحکم آمیز · اجازه · امر · حکم · حکمی · دستور رسمی · فرمان · قانون · یاسا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن