ترجمه "educated" به فارسی
آموخته, آموزش دیده, بر مبنای اطلاع و تجربه (در برابر دیمی یا همین جوری یا الله بختکی و غیره) بهترین ترجمه های "educated" به فارسی هستند.
educated
adjective
verb
دستور زبان
Having attained a level of higher education, such as a college degree. [..]
-
آموخته
either by my birth or education
زیرا نه از خاندانی بزرگ بودم و نه مرا چنانکه باید آموخته و پرورده بودند.
-
آموزش دیده
to 12 years of formal education,
و سپس ۱۲ سال به صورت رسمی آموزش دیده ایم
-
بر مبنای اطلاع و تجربه (در برابر دیمی یا همین جوری یا الله بختکی و غیره)
-
ترجمه های کمتر
- بررسی شده
- تحصیل کرده
- تعلیم یافته
- فرهيخته
- فرهیخته
- مربی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " educated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "educated" با ترجمه به فارسی
-
آموزش مدیران
-
آموزش (و پرورش) · آموزشی
-
پیشدبستانی
-
تربیت پذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن