ترجمه "effective" به فارسی

موثر, کارا, ثمربخش بهترین ترجمه های "effective" به فارسی هستند.

effective adjective noun دستور زبان

Having the power to produce an effect or effects. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موثر

    adjective

    Producing a decided or decisive effect. [..]

    Yelling is not going to be an effective treatment.

    دادن زدن بهش به نظر يه درمان موثر نمياد.

  • کارا

    adjective
  • ثمربخش

    Why not make arrangements to engage in street witnessing, an enjoyable and effective form of field service?

    پس بیایید برای شرکت در این فعالیت برنامهریزی کنیم؛ فعالیتی که شادیآور و ثمربخش است.

  • ترجمه های کمتر

    • عملی
    • واقعی
    • دلنشین
    • واقعا
    • گیرا
    • بازمانگر
    • برگر
    • رزمی
    • رضایتبخش
    • نافذ
    • چشمگیر
    • خوشایند
    • حقیقی
    • کاری
    • (ارتش - مجهز و آماده ی رزم) آماده به خدمت
    • اثربخش – موثر
    • از ...
    • با کفایت
    • به درد بخور
    • رزم آماد
    • فایده دار
    • قابل اجرا (از ...)
    • قانونی (از ...)
    • معتبر (از ...)
    • نتیجه بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " effective " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Effective
+ اضافه کردن

"Effective" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Effective در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "effective" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "effective" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه