ترجمه "efficiency" به فارسی
کارایی, راندمان, عرضه بهترین ترجمه های "efficiency" به فارسی هستند.
efficiency
noun
دستور زبان
The extent to which time is well used for the intended task. [..]
-
کارایی
term in statistics [..]
But what if it's not about efficiency this time?
چی میشد اگرفقط اینبار ما درباره کارایی فکر نمیکردیم؟
-
راندمان
nounJasper is decreasing the efficiency of the process.
جاسپر داره راندمان ـه فرآيند رو كاهش ميده
-
عرضه
noun
-
ترجمه های کمتر
- کارآیی
- بازده
- کفایت
- لیاقت
- (فیزیک و مکانیک - نسبت کار انجام شده به نیروی مصرف شده) بازده
- بازده مصرف
- بهره وری
- مخفف : efficiency apartment
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " efficiency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Efficiency
-
کارایی
But what if it's not about efficiency this time?
چی میشد اگرفقط اینبار ما درباره کارایی فکر نمیکردیم؟
-
بازدهی
That's not a very efficient way to run a department.
اداره کردن یه سازمان به این روش بازدهی خوبی نداره.
عباراتی شبیه به "efficiency" با ترجمه به فارسی
-
حسابرسی کارایی, اثربخشی
-
عامل کارایی
-
صرفه جو در مصرف مواد
-
کارایی مقیاس
-
کارایی متقاطع
-
بهرهوری نیروی کار · كارايي نيروي كار
-
كارآيي مصرف آب
-
(اتومبیل و موتور و غیره) کم سوز · کم مصرف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن