ترجمه "efficient" به فارسی

موثر, کارا, کارآمد بهترین ترجمه های "efficient" به فارسی هستند.

efficient adjective دستور زبان

Making good, thorough, or careful use of resources; not consuming extra. Especially, making good use of time or energy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موثر

    adjective

    Twenty times more efficient than anything used on Earth before.

    20 بار موثر تر از هرراهي که در زمين قبلا بکارگرفته شده.

  • کارا

    adjective

    of very efficient structures based on pressurized membranes.

    از سازه های کارا که روی پوشته های تحت فشار بنا شده اند ،وجود دارد.

  • کارآمد

    The most efficient animal on the planet is the condor.

    کارآمد ترين موجود روي زمين ، کرکس آمريکايي ـه

  • ترجمه های کمتر

    • باکفایت
    • لایق
    • اثربخش
    • سودبخش
    • ثمربخش
    • مفید
    • - کاه
    • با کفایت
    • بازده مند
    • دارای راندمان
    • مقرون به صرفه
    • پر بازده
    • پسوند: پربازده
    • چابک و پرکار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " efficient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "efficient" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "efficient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه