ترجمه "egotism" به فارسی
خودخواهی, خودپرستی, خود بهترین ترجمه های "egotism" به فارسی هستند.
egotism
noun
دستور زبان
A tendency to talk excessively about oneself. [..]
-
خودخواهی
Monsieur le Baron, egotism is the law of the world.
آقای بارون خودخواهی، ناموس عالم است.
-
خودپرستی
nounand that 'all this' is mere egotism on my part.
و این همه بازیها ناشی از حس خودپرستی من است!
-
خود
nounand she knew as she said it that it was this egotism that was her undoing;
و به محض این که این را گفت، فهمید که خود پرستی اش مایهی بدبختی اوست.
-
ترجمه های کمتر
- غرور
- خودستایی
- إيغوتيزم
- ابرتنی
- بادسری
- خودپیشاوری
- منت
- (اشاره ی مکرر به خود در سخن یا نگارش) منم منم
- از خودگویی
- خودپرستی (از egoism تداعی منفی تری دارد)
- خودپرستی افراطی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " egotism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "egotism" با ترجمه به فارسی
-
ازروی خودبینی سخن گفتن یاچیزنوشتن · خودپرستانه رفتارکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن