ترجمه "eight" به فارسی
هشت, ۸, هشتم بهترین ترجمه های "eight" به فارسی هستند.
(cardinal) A numerical value equal to 8; the number occurring after seven and before nine. [..]
-
هشت
Cardinal numbercardinal number 8 [..]
The last meal served in the holding cellblock had been lunch eight days ago.
آخرین غذایی که در ساختمان زندان سر و شده بود، ناهار هشت روز پیش بود.
-
۸
numeralcardinal number 8 [..]
I usually get up at eight.
معمولا ساعت ۸ بلند میشوم.
-
هشتم
adjectiveThe grade seven and the grade eight students both have completely separate timetables.
دانشآموزان پایهٔ هفتم و دانشآموزان پایهٔ هشتم برنامههای کلاسی کاملاً متفاوتی دارند.
-
ترجمه های کمتر
- hasht
- هَشت
- (اتومبیل) هشت سیلندری
- (هر چیز به این شکل : 8) دوحلقه ای
- (گروه) هشت نفری
- هشت تایی
- هشت واحدی
- هشت یکانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a group of United States painters founded in 1907 and noted for their realistic depictions of sordid aspects of city life
"Eight" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Eight در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "eight"
عباراتی شبیه به "eight" با ترجمه به فارسی
-
هشتسد
-
گزارشگری رویدادهای مهم ماهیانه
-
هشت هزار متریها
-
(سابقا) دلار اسپانیایی و امریکای جنوبی (برابر با هشت real)
-
دیوسکورئا روتونداتا · یام سفید · یام گینهای · یام گینهای سفید
-
فضای هشتبعدی
-
(امریکا) چهل و هشت ایالت هم مرز ایالات متحده (آلاسکا و هاوایی دور افتاده اند) (lower 48 هم می نویسند)
-
اخراج به خاطر اشکالات روانی · شخصی که بدین دلیل اخراج شده